
بی نامی افتخار ماست....
این روزها، خودمان سوژه ای برای مخالفان انقلاب اسلامی جور کرده ایم و خودمان هم دست به دست مساله را گردانده ایم تا آن را به سوژه ای دیگر برای درگیری و تشتت مبدل کنیم.
حال، اینکه کسی برای حضور در اینترنت ساعتی 7 هزار تومان گرفته یا نه، می شود، مساله اصلی و برجسته سایت ها و وبلاگ های ما و روز آن لاین و بالاترین و ... هم دست هاشان را، کنج پنجره غربت، زده اند زیر چانه و از چاشنی حاصل از این بگومگوها، مرحمی برای زخم های عمیقی که از انقلاب اسلامی خورده اند می سازند.
بگذارید، بنده مفلس خدا در آن سوی مرزها، با اینکه خودش هم به این گفته ایمان ندارد، از سر عجز قلمش را به زور بگرداند تا 9 دی را، روز ملی ساندیس بخواند، ما که می دانیم ...
بگذارید، بی بی سی و بالاترین و ... این روزها از سر نداشتن سوژه و برای سرد نشدن تنور نانوایی شان، جهت حرارت آتش را از میدان انقلاب تهران به شهر حمص و لاذقیه سوریه تغییر دهند.
بگذارید، هاج و واج تماشا کنند، موفقیت های پی در پی انقلاب اسلامی را و دندان خشم بر جگر فرسوده شان، بسایند و لطیفه های نمکین تعریف کنند برای خنک شدن دل هاشان که ما نیز با همین خوشیم.
بگذارید، تیتر خبرهای سایت های حوادثی خارجی همچنان، این باشد که فلان کارمند بی بی سی فارسی به فلان مجری این شبکه تجاوز کرد که ما را چه کار...؟
اما درباره حقوق ساعتی 7 هزار تومان وبلاگ نویسان، من یکی اعتراف می کنم، حقوقی که از انقلاب اسلامی نصیب من می شود، برای حضور وبلاگی و کامنت گذاری و عضویت در سایت های افسران و امثالهم خیلی بیشتر از ساعتی 7 هزار تومان است.
من برای ساعتی 7 هزار تومان یکساعت هم فکر خودم را خسته نمی کنم، چه رسد به اینکه دست بکار شوم و قلم بگردانم.
چرا دروغ و انکار که ساعتی 7 هزار تومان برای من و امثال من، چیزی نیست، که بخواهم وقتم را و چشم و ذهنم را پای صفحه مانیتور خرج کنم برای انقلاب اسلامی.
یک لحظه نفس کشیدن در کشوری که به رهبری سید علی خامنه ای اداره می شود، برای من به قیمت جانم می ارزد، برای من که حکومت بعثی ها، وهابی ها، نظام های سلطنتی و برخی دموکراسی های دروغین را در میان مردمشان حس کرده ام.
برای من امنیت حاصل از جمهوری اسلامی برای اینکه پرچم حضرت سیدالشهداء علیه السلام روی سر در خانه ها غریب نباشد، از ساعتی 7 هزار تومان و 70 هزار تومان و هزاران هزار برابر بیشتر و بیشتر می ارزد.
7هزار تومان ساعتی که سهل و توهین است برای ما، که بسیجی های جنگ نرم به قیمت جان شان پای انقلاب اسلامی ایستاده اند، و این، یعنی قیمت انقلاب بالاتر از جان ماست، حالا هرکس که مدعی است، بنشیند و محاسبه کند، با این حساب ساعتی چند در می آید؟
با این که من گفتم، حال چه جای سوژه پردازی و سوژه سازی است، که خودمان، مدام خودمان را دریبل بزنیم و توپ را به سمت دروازه خودی روانه کنیم که اصل مساله چیز دیگری است.
پ ن :
اگر فتنه 88 نبود، بسیاری از بچه حزب اللهی ها نه وبلاگ نویس می شدند و نه اصلا نسبتی با سایت و وبلاگ و فیس بوک و مسنجر و تاک و فرندفید و این حرف ها پیدا می کردند، جا دارد، بجای خودش از عوامل فتنه 88 برای واکسینه شدن انقلاب در حوزه فضای مجازی تشکر کنیم.
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان.
منابع مطالب وبلاگ من ذکر میشود . اگر مطلبی رو دیدید که منبع نداشت بدونین یا از سایت ارتش سایبری حزب الله و یا از سایت های موجود در لینک ها و یا توسط بنده ی حقیر جمع آوری شده است.
خواهش مند است پس از خواندن مطالب آن ها را انتشار دهید و اگر مایل بودید نام سربازان بینام رو هم ذکر کنید.
هم چنین لطفا از صفحات دیگر وبلاگ بازدید کنین
اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای انشاءالله
به امید ظهورش صلوات




















